حمید رضا شاه آبادی؛ مدیرعامل مؤسسه فرهنگی مدرسه برهان (انتشارات مدرسه)، یکی از مدیران با سابقه در نشر است. این پژوهشگر تاریخ، داستان‌نویس و نمایش نامه نویس معاصر، معتقد است که باغ کتاب می‌تواند پاسخگوی ضرورتی باشد درپایتخت برای ایجاد یک فضای دائمی برای نمایشگاه و فروشگاه کتاب. نویسنده رمان‌های مهم «دیلماج» و «کافه خیابان گوته» درگفتگو با پایگاه اطلاع‌رسانی باغ کتاب امیدوار به جذب مخاطبان جدیدی بخصوص در حوزه کتاب کودک و نوجوان است و فضاسازی‌های ویژه این مجموعه را در پیشبرد این امر ضروری مؤثر می‌داند. درادامه گفتگوی خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی باغ کتاب را با برگزیده کتابخانه بین المللی مونیخ می‌خوانید.

با آن که ما ملتی هستیم معروف به افسانه‌های قدیمی و ادبیات کهن، کتاب نخوانی ما ایرانی‌ها ریشه در چه چیزهایی دارد؟
معتقدم دلیل پایین بودن سرانه کتابخوانی در کشور ما تعریف بدی است که از فعالیت کتابخوانی داریم. کتابخوانی گاهی برای ما امری بیش از حد جدی و حتی عبوس است. تصویری که بیشتر مردم ما از یک کتابخوان دارند تصویر قردی است پا به سن گذاشته با عینک قطور که در فضایی کاملاً آرام کتابی حجیم با جلد چرم قدیمی را به دست گرفته و می‌خواند. این تصویری است که هرکسی نمی‌تواند با آن همذات پنداری کند. در واقع ما بلد نیستیم کتابی دست بگیریم و خوش خوشک و تفریحی بخوانیم. بلد نیستیم با کتاب خوش بگذرانیم و سرگرم باشیم. بلد نیستیم بعضی از نیازهای روزمره‌مان با کتاب برطرف کنیم. مثلاً ماشینمان را از روی کتاب تعمیر کنیم و…در حالی که در کشورهایی که سرانه مطالعه بالایی دارند مردم با کتاب تفریح و استراحت می‌کنند. مثلاً در ژاپن بخش مهمی از سهم مطالعه مربوط به مانگاها یا کمیک استریپ‌های سنتی ژاپنی است که برای همه گروههای سنی و در همه موضوعات چاپ می‌شوند و مردم آنها را به حالت ایستاده در قطار و اتوبوس می‌خوانند.
بنابراین معتقدم برای بهتر کردن وضع کتابخوانی در کشورمان ابتدا تعریف خودمان را از کتابخوانی تصحیح کنیم.

*آیا شما قبول دارید که بخشی از معضل مهم کتاب نخوانی مربوط به عادت زدایی از مصرف کتاب است؟
عادت هرنوع عادت زمانی ایجاد می‌شود که شما در برابر انجام یک عمل به دفعات پاداش دریافت کنید و همین پاداش باعث شود که بخواهید دوباره آن عمل را انجام دهید. در چنین شرایطی کم کم کار به جایی می‌رسد که بدون پاداش هم فقط براساس عادت آن کار را انجام می‌دهید. پاداش کتابخوانی لذتی است که از مطالعه می‌بریم لذت کشف و دانستن، لذت شریک شدن در تجربه دیگران و لذت درک هنر و ادبیاتو. چنین لذتی اگر ایجاد شود فرد ترغیب می‌شود که آن لذت را تکرار کند، به همین دلیل سراغ کتاب بعدی می‌رود و همین طور بعدی و بعدی. بنابراین مهم‌ترین چیز برای ایجاد عادت مطالعه تولید و ارائه کتاب خوب است. کتابی که لذت خواندن را به خواننده بچشاند. در غیر این صورت عادت به مطالعه ایجاد نخواهد شد.

*به نظرشما ویترین کتاب و قفسه‌ها و فضای فروشگاهی و نمایشگاهی تا چه اندازه در مصرف کتاب می‌تواند مفید باشد؟
صد در صد. کتاب بعداز آن که از چاپ درآمد یک کالاست. یک کالا که مثل هر کالای دیگری باید برای آن بازاریابی کرد و آن رخ به بهترین شکل در معرض دید دیگران قرار داد. ویترین‌های شلوع و خاک گرفته مشتری را جلب نمی‌کنند. دقت بفرمایید نمی‌گویم خواننده، می‌گویم مشتری چون این موضوع کاملاً در روابط بازار قابل ارزیابی است و باید با نگاه کاملاً اقتصادی به آن نگاه کرد. ویترین خوب و کتابفروش حرفه‌ای در موفقیت کتاب نقشی دارند که از نقش پدیدآورندگان اصلی کتاب کمتر نیست.

*شما سابقهٔ مدیریتی در کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان دارید و در جریان هستید که بخش مهمی از کتابخوانی ایرانی‌های مربوط به فضاهای این کانون در سراسر کشور دارد. به گمانتان آیا همچنان این تاثیرگذاری وجود دارد؟
دقیقاً همین طور است. چند نسل پیاپی از کودکان و نوجوانان کشور ما اولین تجربه‌های کتابخوانی خودشان را در کتابخانه‌های کانون کسب کرده‌اند و نقش مربیان خوش ذوق و زحمتکش کانون در علاقه مند ساختن مخاطبان کانون به کتاب و کتابخوانی غیرقابل انکار است. البته این تأثیر گذاری همیشه در یک سطح نبوده و همیشه این خطر وجود دارد که غلبه جو کارمندی و یا برنامه ریزیهای ناصحیح و غیرکارشناسانه از میزان این تأثیر بکاهد.

برچسب ها: